تبلیغات
مردان آسمانی - خاطرات عملیات خیبر
خاطرات عملیات خیبر

شب عملیات خیبر بود. داشتیم بچه‌ها را برای رفتن به خط آماده می‌كردیم. حاجی هم دور بچه‌ها می‌گشت و پا به پای ما كار می‌كرد.درگیری شروع شده بود. آتش عراقی‌ها روی منطقه بود. هر چی می‌گفتیم «حاجی! شما برگردین عقب یا حداقل برین توی سنگر.» مگر راضی می‌شد؟ از آن طرف،‌ شلوغی منطقه بود و از این طرف،‌ دل‌نگرانی ما برای حاجی.

دور تا دورش حلقه زده بودند. این‌جوری یك سنگر درست كرده بودند برای او. حالا خیال همه راحت‌تر بود. وقتی فهمید بچه‌‌ها برای حفظ او چه نقشه‌ای كشیده‌اند،‌ بالاخره تسلیم شد. چند متر آن‌طرف‌تر،‌ چند تا نفربر بود. رفت پشت آن‌ها.

ادامه مــطلب
+ نوشته شـــده در یکشنبه 8 اسفند 1395ساعــت01:14 تــوسط شهید علیانژاد | نظرات ()
برچسب ها: خبری ، عملیات خیبر، فاطمیه ، سپاه قدس، عاشورا، مردان اسمانی، سید علی ،